موٴلفشان مسلم نيست، وي به ترجمهٴ آثار طبي بقراط، جالينوس، ابن سينا، عماربن علي، و ابن ميمون پرداخت. پسرش سليمان و نوادهاش سمويل كار او را در مقام مترجم دنبال كردند.
زرحيه گراتيان اسپانيايي در حدود 1277، به رم رفت و ظاهراً باقي عمرش را در آن جا گذراند؛ از اين رو ميتوان او را در شمار ايتالياييان ذكر كرد. جالب است بدانيم زماني كه او در رم بود، دو كتاب اول
قانون ابن سينا را ترجمه كرد؛ و اين كه مقارن همان زمان (1279)، ناتان هه ـ مأتي هم ترجمهٴ همان كتاب را در رم به اتمام رساند.
احطببن اسحاق پالرمويي منطق ابن ميمون را ترجمه كرد، و سمويلبن يعقوب كاپوايي رساله دربارهٴ داروهاي مسهل و قيآرو ماسويه مارديني (ماسويه دروغين را). صحبت دربارهٴ اين ماسويه دروغين، ماسويه دروغين ديگري را به ياد ميآورد كه موٴلف رسالهاي در جراحي است.
اين رسالهٴ را فرج بن سليم به لاتيني، و اندكي بعد (1297)، يعقوب بن يوسف لاوي به عبري ترجمه كردند، ولي تنها از اين طريق آن را ميشناسيم.
در اين جا گزارش ما دربارهٴ ترجمهٴ عبري پايان مييابد؛ لازم نيست دربارهٴ وسعت كاري كه صورت گرفته بود تأكيد كنيم، ولي به اختصار بايد خاطرنشان كرد كه عملاً همهٴ اين متنها (البته به استثناي آثار يهودي) مدتها پيش از اين كه، به عبري ترجمه شوند در دسترس خوانندگان لاتيني قرار گرفته بودند.
5. از عربي به فارسي. گفته ميشد نصيرالدين طوسي علم يوناني را از عربي به فارسي ترجمه كرد. اين مطلب قابل قبول است ولي ثابت نشده است. مسلماً نصيرالدين به آساني ميتوانست اين كار را بكند، ولي چندان نيازي بدان نبود. هر مسلمان ايراني براي خواندن قرآن عربي ميدانست، خواندن آثار علمي بدان زبان براي آنان تا حدي آسانتر بود. ترجمهٴ يك متن عربي براي يك محقق ايراني كمتر ضرورت داشت تا ترجمهٴ يك متن لاتيني براي محقق فرانسوي آن عصر. در واقع احتمال دارد كه در هر دو مورد محققان واقعي چنان ترجمههايي را اگر هم در دسترس بود، كنار ميگذاشتند و متنهاي اصلي را به دست ميآورند ــ نه فقط بهخاطر اين كه بيشتر قابل اعتماد بودند، بلكه در عين حال خواندن آنها هم راحتتر بود. از سوي ديگر، همچنان كه آثار علمي فرانسه، اگر ترجمههاي ناشيانهٴ آثار لاتيني نبود، اقتباس از آنها بهشمار ميرفت، آثار علمي فارسي غالباً، اگر نه كلاً، از روي آثار عربي رونويسي ميشد. تفاوت ميان يك ترجمه و تأليف اغلب جزئي بود؛ يا به عبارت ديگر ترجمه از يك كتاب گرفته ميشد، ((تأليف)) از چند كتاب.
6. از عربي به سرياني. همين مطلب را در مورد سرياني ميتوان گفت. ابوالفرج، بزرگترين دانشمند سرياني، تعدادي آثار عربي، را به سرياني ترجمه يا اصلاح كرد. از جمله وي به ترجمهٴ قانون پرداخت.